دوستان خوبم که عاشق اباصالح المهدی هستید حتما بخونید ...
یابن الحسن
رخ نمای و برزخم فراق ، مرهم حضور بنه.
بر ما منت گذار و کویر سرد سرگردانی ها را با آفتاب گرم ظهورت
حیات بخش.
گر قسمت شود که تماشا کنم تو را
ای نور دیده،جان و دل اهدا کنم تورا
این دیده نیست قابل دیدار روی تو
چشمی دگر بده که تماشا کنم تو را
لیت شعری این استقرت بک النوی ؟! مهدی جان !
کاش پیدایت کنم
و به تماشایت بنشینم واین آرزوی کهنه ام به پایان رسد .
تو در میان جمعی و من در تفکرم
کاندر کجا برایم و پیدایت کنم تو را
هر صبح جمعه ندبه کنان در دعای صبح
از کردگار خویش تمنا کنم تو را
یابن الحسن، اگر چه نهانی ز چشم من
در عالم خیال ، هویدا کنم تو را

ای فریادرس در ماندگان ! خستگان این برهوت
پرآشوب را دریاب.
ای مهربان پدر !
بارها و بارها درطول تاریخ عنایت کرده و دستگیری
نموده ای و درشرایط سخت دوستانت را نجات داده ای.
می خوانمت و می خواهمت ، بیا ای پناه بی پناهان.
یا صاحب الزمان که پناهی مرا بیاب
دستم بگیر تا نفتادم ز پا ، بیا
خون شد دلم زطعنه ی بیگانگان و نیست
اکنون مرا به غیر تو کس آشنا ،بیا
عمرم گذشت و دولت وصلت نشد نصیب
تا سر بگیرم عمر خود از ابتدا ،بیا
طوفان فتنه موج فکن شد در این محیط
دلم به هرم وجود تو می تپد ، وجودم به یمن حضورتو پا برجاست .
اگر آنی عنایت تو از این عالم بر گرفته شود ، همه
چیز به هم می ریزد ، فلک به هم می پیچد ،
آسمان فرو می افتد و زمین همه را در خود می بلعد
و خود نیز هیچ و هیچ می شود .
یا صاحب الزمان ! بر زشتی هایم خرده مگیر، به
اشکهایم بنگر که از در پشیمانی و توبه برگونه هایم
می غلتد .
چشم هایم در بدر دنبال توست . دیده هایم نگران و
دلواپس، به هر سوی، تو را می جویند .
ماه من ، نقاب از روی برگیر و گوشه ی چشمی
بر این لب تشنه ی لقاء نما.
ماه من ، ای که بر تمام عالم ، نو ر وجود
می پاشی و میمنت حضور توست که
فلک را به پا می دارد...بیا.
بیا و نسیم ملایم عدل را بر جای جای عالم روان ساز
تا در آن لحظه شادی بخش ،
چشم به راهانت ، دلشاد و مسرور ، لبخند فتح بر
لبان کائنات ببینند و به باور بگویند :
ماه من ... ماه همه


